دلنوشته های من:) - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:25
وینامطمئنی امادگیشوداری؟بااین سوالش باصدای نسبتابلندی زدم زیرخنده اره بابا سوال پرسیدن نداره عادت کردم نیازی به امادگی نداره،قلبمودادم بهش ورفت پیش بازیکنا،بانگرانی واسترس نگام میکردیه بارچشاموبازوبسته کردم تاخیالش راحت شه.قلبمومثلِ توپ فوتبال گذاشت وسط زمین بازی.دستِ هرکدوم ازبازیکنایه چکش میدیدی.ه...